اسحاق بن اسماعيل دهلوى
47
غاية الشفاء
پردازند و بر خلاف ميل حاده هيچگونه دفع نشايد كرد از بهر آنكه خلاف ميل طبيعت باشد پس اگر هيچ نشان اماله ماده بجانبى نباشد استفراغ و اندفاع آن باسهال بايد كرد و اگر از پس روز هفتم گرمابه خواهد روا باشد اگرچه نشانهاى نضج پديد نيامده باشد از بهر آنكه ماده اين تپ لطيف باشد به آسانى تحليل پذيرد و خاصة اگر اندر روز گرمابه رفتن عادت داشته باشد و از پس پديد آمدن نضج استفراغ بهترين غذا بايد داد ليكن روز آسايش بايد كه بهدهند و روز نوبت نشايد داد و منفعتهاى گرمابه و تدبير آن گفته شد اگر بيمارى باشد كه به شراب ميل كند يا كسى كه نزديك او حلال باشد و از پس پديد آمدن نضج و از پس استفراغ بر وقت كه از گرمابه بيرون آيد وى را شايد و غذا بخورد و از غذا نيز برآسايد شراب ممزوج رقيق يك سير شراب باشد و دو سير آب مقدار نصفى من باز خورد و خويش را نيك پوشد عرق تمام آرد و باقى خلط را بپزاند پس اگر از تشنگى و درد سر و گرانى سر و چشم رنجى داشته باشد هرگز شراب نشايد داد و باقى تدبير شراب ياد كرده آمده و اگر از پس روز چهارم حرارتى مانده باشد سكنجبين به زور كه اندرين و صفت آن به آب ياد كرده آمد بايد داد و اگر حاجت افتد كرفس اندرين سكنجبين بپزند روا باشد و بايد دانست كه علاج غب لازم همچو علاج غب خالصه ليكن در پزانيدن خلط پيش از غب خالص رعايت و عنايت بايد كرد و بچيزهاى سخت سرد دادن چندان ديرى نشايد كرد كه اندر غب خالصه بچيزهاى سرد و پيش از ظهور نضج استفراغ نشايد كرد اندر گرمابه نشايد رفت و در اول جز بحقنه نرم لعاب ميوها و شراب بنفشه طبع را نشايد جنبانيد - اندر علامات غب غير خالصه بدانكه علامت غب غير خالصه دوازده است يكى آنكه سرما و لرزه درازتر از مدت سرماى غب خالصه و بسيار باشد كه لرزه نيفتد دوم آنكه وقت نوبت بر نظام نباشد و فزودن مناسب نباشد جالينوس مىگويد جوانى را ديدم كه شش ماه غب غير خالصه آمد و مؤلف كامل الصناعت گويد بيمارى را